محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

27

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

شتابان و شاداب با جهاد خويش به سوى خدا حركت كند ؛ چونان تشنه‌كامى كه به سوى آب مىرود . بهشت در سايه نيزه‌هاى دلاوران است . امروز در هنگامه نبرد آن‌چه در دل‌ها و سر زبان‌هاست ، آشكار مىشود . به خدا سوگند كه من به ديدار شاميان در ميدان نبرد شيفته‌ترم تا آنان بر بازگشت به خانه‌هاشان كه انتظار آن را مىكشند . واژه‌شناسى الدارع : كسى كه زره به تن كرده است . الحاسر : كسى كه زره به تن ندارد . الهام : جمع « هامة » به معناى سر . التووا : بگردانيد . امور : حركتهاى سريع و تند و پياپى نيزه‌ها . الجأش : ترس و نگرانى . الذمار : هرچه كه بايد از آن محافظت كرد . الحقائق : در اين‌جا به معناى حوادث و سختىها است . يكتنفونها : از آن محافظت مىكنند . الحفاف : كناره . حفافيها : دو سوى يك‌چيز . اللهاميم : اسبان . الموجدة : خشم . العوالى : نيزه‌ها . تبلى : آزموده مىشود .